{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستشویی پارک بودم یکی در زد.

دستشویی پارک بودم یکی در زد.
گفت: سلام خوبی؟
من با خجالت گفتم: خوبم مرسی!
گفت: چیکا میکنی؟
گفتم: آدم اینجا چیکار میکنه؟
گفت: میتونم الان بیام اونجا؟
عصبی شدم گفتم: هنوز کار دارم
یهو گفت: بهت زنگ می‌زنم الان یه اسکل تو دستشویی داره جواب منو میده!!
آفتابه که غش کرد
شلنگ آبم باز بود از دستم در رفت بندری میرقصید
دیدگاه ها (۲)

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدمبه پشت سرم نگاه کردمجاهایی ک...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟖هردوشون چند لحظه فقط به هم نگاه کردن. همو...

پارت پانزدهم

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

اسم رمان : ماهِ لورنزو 🌙🥀درخواستی .ژانر : مافیایی ، دارک روم...

پارت ۶ وییوی مینهو:وقتی اقای هان اینا رو بهم گفت جا خوردم ا...

بالاخرههههه دارم پارت مینویسمممبچه ها قول میدم ازین به بعد ت...

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط