{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میاکواین چشههه

میاکو:این چشههه
جیمین:یکم الکل خورده بود و بعدشم زده چندتا پسر رو لت و پاره کرده بعدشم اوفتاد رو دستم...دیوونگی این دختر تمومی ندارن
میاکو:بزارش رو تختم حالا...بعد که بیدار شد حسابشو میرسم
جیمین:برام من امر نکن خواهشا...کلودی میمونه تو اتاقم
میاکو:جانم؟به چه عنوان؟واسه چی مثلا؟همین الانشم کلی دلش ازت پره
جیمین:حلش میکنم....کلودی هم میمونه اتاقم
شوگا:بزار بمونه اتاقش...یونگهی هم بیاد اتاق من نظرت چیه بیب؟
یونگهی:نمیدونم...هرچی تو بخوای

جیمین که انگار فرصت خوبی دستش اومده مثل آدم رباها کلودی برداشت و رفت اتاقش...گذاشتش رو تختش و نشست کنارش
میاکو بلافاصله اومد دنبالشون

میاکو:حالش خوبه؟
جیمین:اره نگرانش نباش...مگه من میزارم چیزیش بشه؟
میاکو:اینقدر اذیتش نکن...باهاش لاس نزن میدونی دوست نداره
جیمین:میاکو....من کلودی رو دوست دارم...اون فقط مال خودمه اجازه نمیدم مال کسی دیگه باشه میفهمی؟
میاکو:با لاس زدن برا خودت نمیشه...از دستت فراری میشه اونوقت
جیمین:بیخیال منکه میدونم خوشش میاد ولی به رو نمیاره
میاکو:اگه خوشش میومد حرص نمی‌خورد
جیمین:خب تو دوستشی بگو چیکار کنم دوستم داشته باشه؟
میاکو:خنگ...اون همین الانشم عاشقته
دیدگاه ها (۳)

"بازی"🕶part:54🕶 جیمین مثل بچه ی ذوق زده برقی توی چشماش شکل گ...

کلودی:حالا جیمین آقا یکم برو کنار بزار من بلند شمجیمین:نمیخو...

"بازی"🕶part:53🕶میساکی:چیو درست میکنی هان؟اصلا چیو میتونی درس...

میساکی:اینطور نگووووکیوکو:پس چیکار کنم هااان؟خودت بگو چیکار ...

پارت ۲۵ جنگ در زندگی

برای بابا پارت 6

من میخوامت دختر عمو پارت ۴ویو تهیونگ رفتم از اتاق بیرون رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط