{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏آن روز که با سنگ کوچکی بر سنگ مزارم میزنی به یاد خاطراتم

‏آن روز که با سنگ کوچکی بر سنگ مزارم میزنی به یاد خاطراتم بخند چرا که اگر گریان باشی آخر چگونه با دستان زیر خاکم اشکت را پاک کنم...!!!
دیدگاه ها (۱)

گاهی نیازداری به یه آغوش بی منت، که تو رو فقط و فقط واسه خود...

دستم را لای موهام بردم، اشک هام رو پاک کردم، بازو هام رو بغل...

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:"او یقینا پی معشوق خودش می...

ای غریبه باهاش دعوا نکن،سرش داد نزن،باهاش قهر نکن،دوسش داشته...

اگر رسیدی و من زیر خاک‌ها بودماسیر تنگی تلخ مُغاک‌ها بودماگر...

My best friend

Part ⁴⁶The name of the story: Madness hall(تالار جنون)صبح بی...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

Are they just stray kids...?

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 13چویا برای لحظه ای دستانش را مش...

(ادامه پارت قبل)چان: برای چی برگشتی؟ا.ت: چان من.. من نمیتونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط