{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

* پارت ۴ *: آدرین

* پارت ۴ *: آدرین
خونسرد گفتم《میرم یه بچه به سرپرستی بگیرم》. تام با پوزخند سر تکون داد به معنی اینکه متوجه شده. تمام زمان چشمام روی اون فرشته بود که پرتو های خورشید چشم های قهوه‌ای ایش رو روشن تر نشون میداد متنفر بودم از اینکه کسی بجز من بهش نگاه کنه. بعد از خوردن صبحانه تکه کاغذی از تام گرفتم و روی اون نوشتم 《بازم میبینمت پرنسس》و روی میز گزاشتم به همراه تام وارد ماشین شدیم و منتظر موندم تا گارسون کوچولو کاغذ رو بخونه، چند دقیقه بعد که برای جمع کردن میز رفت کاغذ رو خوند سرش رو با ترس برای اینکه ببینه کسی دور و برش هست تکون داد. پوزخندی زدم و استارت ماشین رو زدم و راه افتادیم داخل راه بازم به تام یادآوری کردم که اون دختر رو میخوام .
دیدگاه ها (۰)

* پارت ۵ *:آدرین تام جایی نزدیک به عمارت پیاده شد، به یکی از...

* پارت ۳ *: آدرین گارسون با شنیدن جمله آخر تام خجالت کشید و ...

* پارت ۲ *: آدرینداشتم با تام راجع به ماموریت جدید صحبت می ک...

P15روب کاناپه عمارت لم دادم بالاخره برنامه درسی سختی که بهم ...

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ⁷لورا ویو:جونگ کوک به صندلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط