{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبیه لرزیدن پوست یک مادیان

شبیه لرزیدن پوست یک مادیان
وقتی گنجشکی بر گرده‌اش می‌نشیند

یا لرزیدن دست‌های مادر بزرگ
وقتی چای را
از استکان به نعلبکی می‌ریخت
برای سرد شدن

مثل لرزیدن آرام یک مزرعه چای
در نم نم باران

یا لرزیدن گوشی موبایل
بر میز شیشه‌ای

می‌لرزد دل من
وقتی
نام تو را می‌شنوم



یغما گلرویی
دیدگاه ها (۳)

در میان من و تو فاصله هاستگاه می اندیشم ،می توانی تو به لبخن...

آدمیزاد است دیگر، دوست دارد دق کندگاه گاهی گوشه ای بنشیند و ...

احمدرضا احمدی

دیگر ساعتی بر دست ِ من نخواهی دیدمن بعد، عبور ِ ریز ِ عقربه ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۳: خانه‌ای که هنوز بوی امنیت می‌دهددرِ خا...

افسانه‌ی خون و گلقسمت ۸: شکاف در نقابِ آهنیناتاقِ اصلیِ عمار...

قول هر شب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط