{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق اغیشته به خون

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۶۵

بعد از ساعت ها گذشتن وقت بلاخره جلسه تموم شد میون‌شی ای که در میان خواب و بیداری بود سرش افتاده روی شانه جیمین .. تک تک آن ها راه افتادن و یکی پس از دیگری رفتند .. جیمین نگاهی به میون‌شی انداخت و آروم گفت : اخی عشق کوچولوی من خوابه .. من میبرمش
دست زیر زانو هایش برد و دست دیگرش را دور پهلو هایش به اندازه یک پر بلند اش کرد سپس از اتاق خارج شد .. نیمی از مردم که کنار راه رو بودن نگاهشون روی میون‌شی قفل شد با ناباورانه نگاهش کردن یکیشون تند دم گوش‌اون یکی گفت : وای آقای پارک کاپل داشتن ؟ زنش می‌دونه
اون یکی سری تکون داد و تند پشت کرد بهش ..
تهیونگ با غیض روبه مین جی کرد : معلوم هست دارین چیکار میکنید ؟
مین جی پفی کشید و پا از روی پا پایین کرد آرنج هایش را روی زانو گذاشت : واقعا نمیدونی اومدیم سر به سر شما بزاریم .. در نهایت سری خندید تهیونگ در کسری از ثانیه مچ دست مین جی را گرفت و سمت خودش نزدیک کرد پلک زد و صورتش را در چندین سانتی همسرش قرار گذاشت لاشیانه نگاهش کرد : ببند دهن رو ..
مین جی خبیث خندید سپس لبش را گاز کرد : نبندم چی ؟
تهیونگ بیشتر حریص خندید سپس محکم لبش را روی لب مین جی کوبید فشار محکمی به لب مین جی میداد نه از مک نه از بوسه بلکه با فشار دادن سر بهش فهماند که حولش میده روی مبل ..
مین جی با ترس اینکه کسی ببیند محکم مشت اش را روی سینه تهیونگ گذاشت تا کمی هم که شده حولش بده ولی او به حدی حریصانه لب مین جی را به عشق گرفته بود که هر دقیقه فشار خودش را روی دخترک زریف مانند می‌گذاشت .. پایین لبش را به حدی در دو لبش فشرد و گاز ریزی ازش گرفت دوباره سر کج کرد تا بوسه آن ها عمیق تر بشه ..
خانمی که برای نظافت اومده بود جلو در خشک اش زد مات و مبهوت نگاهش کرد تند از اتاق خارج شد و دوید وکیل چرخید ولی با بخورد شانه اش شوکه به زن میان سال که در حال دویدن بود خیره شد .. اخم کرد و وارد آن اتاق شد ، با دیدن تهیونگ که همان پسر ٫‌ در ذهن خودش ٫ که در حال بوسیدن هم بودن تند از اتاق خارج شد : انگار آقای کیم کاپل داشت ..
نفس کشید و رفت ..

........
دیدگاه ها (۴)

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۶۶بلاخره شب شد یک شب پر از چراغ های...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۶۷مین جی مانند یک بال پنفشی ایستاد ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۶۴در کسری از ثانیه جیمین و تهیونگ س...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۶۳طلوع امروز، هدیه‌ای تازه از هستی ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۶برخورد بدی در سرش گشت و بدون توجه...

مین جی عمیق نگاهش کرد و آروم گفت : تهیونگ ؟ از کس دوقطبی شدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط