چندپارتی تهیونگ

Part 7

ات ویو:تا به اتاقم برسم اشکام اونقدری چشمام رو پر کرده بود که همه جا رو تار میدیدم رفتم تو اتاقم درو قفل کردم که کسی نیاد وپشت در شروع کردم به گریه کردن جوری که کسی صدام رو نشنوه....خدایا چرا سرنوشت من باید اینجوری باشه چرا نمیتونم به اون کسی که دوستش دارم برسم....هق....هق
گریم رو کرده بودم آروم تر شده بودم که شوگا در اتاق رو زد
ات:کیه؟
شوگا:ات منم
ات:چی شده؟
شوگا:دوست دختر تهیونگ داره میاد
ات:اینجا میاد؟؟
شوگا:آره
ات:مرسی خبر دادی
شوگا:🙂
و شوگا میره
ات ویو:
عقل ات:خدایا چیکار کنم دارم با رقیب عشقیم رو به رو میشم چیکار باید بکنم.........باید بهترین خودم رو نشون بدم که تهیونگ فکر نکنه خودمو باختم
قلب ات:ات به حرفش گوش نکن تو مگه خوشبختی تهیونگ رو نمیخوای اون با اون دختره شاد تره پس بزار زندگیش رو بکنه
ذهن ات:هر وقت به حرف قلبت گوش دادی اتفاقات بد افتاده یه بار به من اعتماد کن
ات ویو:بس کنید.......بس کنید چند دقیقه بهم وقت بدید من نمیدونم کدوم رو انتخاب کنم؟؟
.........‌.

از نظرتون ات به حرف کدومشون گوش میده قلبش یا عقلش؟
دیدگاه ها (۲۶)

کیوتی ها یه چیزیاگه یه وقت دیدین سناریو های درخواستیتون آماد...

چندپارتی شوگا

چندپارتی تهیونگ بی تی اس

سلام کیوتی هااااااا❤🦋❤🦋؟چطورین💜💙؟؟امیدوارم حالتون عالی باشه❤...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت ۲ویو اتکه بابام امد نمیدونم چرا...

ویو اتبدو بدو رفتم توی اتاقم نمیدونم چرا هر کاری میکردم نمیت...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت ۳ویو اتاون بهم سیلی زد هه انتظا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط