{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«حاجی فیروز» در فرهنگ باستانی ما کسی بود که در آتشکده نگه

«حاجی فیروز» در فرهنگ باستانی ما کسی بود که در آتشکده نگهبان آتش بود و نمی‌گذاشت آتش خاموش شود. روی سیاه او به خاطر دود ناشی از آتش بود نه چیز دیگر. در ضمن گدایی نمی‌کند، بلکه او با عجله پیش تر از همه می‌آمد به کوچه و خیابانها و شروع به جار زدن عید می‌کرد تا مردم خودشان را برای «نوروز» آماده کنند!
دیدگاه ها (۱۰)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁷جونگکوک وارد چادر فرماندهی شد و سل...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

پارت سوم:وقتی کمیل بالاخره سرش را از روی کاغذها بلند کرد، او...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

📖 آکادمی آستریاپارت پنجم | «دختری که خواب‌ها را می‌دید»بعد ا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت هفتم: شکارچیانِ بی‌نامدود هم...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط