اوهخانما آرامترمیترسم زمین اتیش بگیره

_:اوه...خانما آرام‌تر...میترسم زمین اتیش بگیره
میساکی:زمین بدون اجازه امون آتیش نمیگیره
بلا:حرف های اضافه رو بیخیال...معامله امون مهمتره
_:بله حتما
بلا:در عوض پیدا کردن سویون...چیزی که میخوای رو بهت میدم
_:سر حرفت هستی
میساکی:برگه بده قرارداد امضا کنیم!
_:چه جدی!
بلا:گفتم حرف اضافه نباشه...
_:چشم هرچی شما بگید

برگه ای درآورد و بلا با دست خط قشنگش متن مربوط به معامله را نوشت و خودش و میساکی امضا کردن و بعد سمت مرد کرد و گفت

بلا:امضا کن و ی کپی بگیر...کپی پیش تو میمونه اصلیه پیش من
_:اوکی
کپی ها رو انجام دادن و امضا انجام شد و معامله به خوبی به توافق رسید...
دیدگاه ها (۰)

#رمان #چشمان_سیاه#BTS #part:۲۷۳ روز از روز معامله و اومدن بل...

_:بلا خانمبلا:سویون خانم_:اونی که پیشت باید میساکی باشهبلا:چ...

بلا:جمع بشید ببینم_:چیشده؟+:نقشه؟بلا:اوم....باید زود این باز...

#رمان#چشمان_سیاه #BTS #part:۲۵بلا:جانم؟عذاب؟هه کی اینطور؟اوه...

My angel (part4) ~ قربان ماشین اماده است _ باشه … دختر از پل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط