زیرسایهمرگ

#زیرسایه_مرگ

part:5

هانا: اینطور که معلومه امروز عروسیش بوده!

جونگ کوک: قرار بود عروسی کنه؟

هانا:اره دیشب تو خواب دزدیده شده و امروزه اینجا پیدا شده.

جونگ کوک:ما اینجا رو کلی مامور گذاشته بودیم چطور متوجه نشدن؟

هانا:اون یه قاتل حرفه ایه این چیزا براش کاری نداره!
ولی یچیزی خیلی برام عجیبه!

جونگ کوک:چی؟

هانا: افرادی که تو این سه سال به قتل رسیدن همشون تو دوران دبیرستان باهم صمیمی بودن.
من یه مدارکی جمع آوری کردم میتونم بری و برسیش کنی!

جونگ کوک:هوم باشه شما اینجا باشید من با جیمین میرم!

هانا: باشه حتما!

جونگ کوک: جیمین ماشینو روشن کن تا بریم!

جیمین: الان!

جونگ کوک: سوار ماشین شدیم و به سمت اداره حرکت کردیم.
چهره دختره یجا دیده بودمش ولی یادم نمیومد.

جیمین:تو فکری!

جونگ کوک: اون دختره خیلی چهرش واسم آشنا بود انگار یجایی دیده بودمش!

جیمین: اوم شاید اشتباه دیدیه.

جونگ کوک: نمیدونم مطمئن نیستم!

ادامه دارد..............
دیدگاه ها (۰)

#زیرسایه_مرگpart:6آروم لای پرونده رو باز کردم و نگاهی بهش ان...

#زیرسایه_مرگpart:7هانا:واسه چیته این همون دبیرستانی نیست که ...

#زیرسایه_مرگpart:4آروم دستشو روی بدن ظریف دخترک کشید ولب زد:...

#زیرسایه_مرگpart:3دستمو لای موهام کشیدم و به هانا که داشت به...

رمان عشق و نفرت پارت۱۳ آت بلند شده بود و داشت صبحونه درست می...

P. 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط