زیرسایهمرگ

#زیرسایه_مرگ

part:4

آروم دستشو روی بدن ظریف دخترک کشید ولب زد:حیف که قرار نیست زیاد دووم بیاری وگرنه یه هدیه خیلی خوب بهت میدادم(نیشخند

از پنجره نگاهی به خونه متروکه ای که اون طرف بود انداخت و لب زد:هه اون احمقا فک میکنن من برمی‌گردم اونجا ولی نمی‌دونم درست کنارشون دارن به یه عروسک بازی میکنم(پوزخند

هانول: لطفاً خواهش میکنم من تو اون قضیه دخالتی نداشتم(ترس

..:یعنی میخوای بگی تو تو قتل عروسک من دستی نداشتی؟
ولی درست رو به روش وایستاده بودی و داشتی بهش نگاه میکردی.
داشتی نگاه میکردی که اون عوضیا چطوری بهش تعرض کردن و کشتنش(عربده
ولی خب اشکالی نداره قراره تاوانشو پس بدی!
اوم شنیدم فردا عروسیته مگه نه؟

هانول: خواهش میکنم باهام کاری نداشته باش لطفاً خواهش میکنم.(گریه

..:هرچی بیشتر التماس کنی اشتیاقم واسه کشتنت بیشتر میشه بیب(نیشخند
آروم تیغمو از تو جیبم درآوردم و گفتم:
تو بچگی عاشق نقاشی کردن روی کاغذ بودم ولی الان نقاشی روی بدن تو رو بیشتر ترجیح میدم(نیشخند
.........

ویو جونگ کوک
با سرعت وارد محل قتل شدم درست جفت جایی بود که قتل قبلی انجام شده بود.

جونگ کوک: مگه شما هارو اینجا برای نگهبانی نذاشته بودم(داد

هانا: تقصیر اونا نیست از یه راه دیگه وارد این جا شده دختره رو به قتل رسونده!

جونگ کوک:هوففف این عوضی فقط بلده گند بزنه تو برنامه ریزی من!

هانا: اینطور که معلومه....‌.‌.....

ادامه دارد .............

چطوره خوشتون اومده لطفاً نظراتتون رو تو کامنتا بگید.
دیدگاه ها (۸)

#زیرسایه_مرگpart:3دستمو لای موهام کشیدم و به هانا که داشت به...

#زیرسایه_مرگpart:2از روی زمین بلند شدم و به سمت ماشین رفتم ت...

وقتی حالت بد بود ولی...pt³(end)ایرن:(خودم)کاپشن مشکیشو از تن...

وقتی حالت بد بود ولی...pt¹بارون با شدت زیاد میبارید روی شیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط