{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبیه شیشه می مانم ... تو هم مانند بارانی

شبیه شیشه می مانم ... تو هم مانند بارانی

رسیدی توی اغوشم ... ولی گویا نمی مانی

خودت را جای من بگذار، ببین یک شیشه حق دارد

زنی مانند باران را ... ببوسد ... یا نمی دانی

نبودی تا ببینی باد ، مرا هر روز می بویید

من او را سخت می راندم ... تو من را سخت می رانی ...

کمی احساس هم بد نیست ... بیا یک بار مردی کن !

دل این شیشه را نشکن ، در این اوضاع طوفانی

بیا عشقم ... تو باران باش ... و بر من یخ بزن تا صبح

خدا هم می وزد برما ، کمی باد زمستانی...
دیدگاه ها (۳)

یڪ شب دل تو پرندہ شد ماهے شد......تا ابے بیڪرانہ اے راهے شدی...

حالاکه شکسته شیشه غرورمن میام دوباره ازیه راه دورچشمم ازشبنم...

استکان چای من بوی لبانت می دهدجرعه جرعه عشق را دارد نشانت می...

رمان تهیونگ و جنی

قسمت هشت

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

میبخشی پارت ۳

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط