میگویَند دَرسَت ضَعیف اَست...!!
میگویَند دَرسَت ضَعیف اَست...!!
چـِرا نمیخوانی...؟؟
میگویـَم دَرک نمیکُنَمشان...
میگویَند هَمه چیز واضِح و گویاسـت... چه چیزی را دَرک نمی کنی...؟!
میگویَم ریاضی را...
مَگَر ۱ + ۱ دو نمی شَود؟؟
پَس چرا مَن و او با هَم ۱ می شَویم...؟
میگویَم زیست را...
چِگونِه مِثل خون دَر مَن جاریست؟
چگونه میشَود ۱ روح در ۲ جِسم باشَد؟
چِگونه مَغزَم در کِنار او کار نمی کُنَد؟
چِگونه ضَربان قَلبَم شِدَت می یابَد در آغوشَش؟
میگویَم شیمی را...
چه پِیوندی بِین ماست که هَرگِز جدا نمی شَوَد...؟
چه خاصیَتی دارَم که با او واکُنِش میدَهَم فَقَط؟؟؟
حالَتی کِه وَقتی با او دارَم در هیچ کِتاب شیمی توضیح داده نَشده...
میگویَم جُغرافیا...
که چِرا آغوشَش را آرامِش بَخش تَرین ناحیِه زمین ثَبت نَکرده..
کِه بارانی تَرین حالَتم را آرام میکُنَد...
میگویَم عَربی و زبان خارِجه و ادبیات فارسی برای چیست
وَقتی ما زبان خود را نمیفَهمیم...؟
میگویَم آمار را میخواهَم چِه کار یِک نَفَر را به مَن بِدَهید حِساب و کِتاب
نمی خواهَد کِه...
اَه دَرک نمیکُنَم دَرک نمیکُنَم این دَرس های لَعنتی را
مَن فَقَط تو را دَرک می کُنَم
هِندِسه ی مَن در اَندام توست...
دین و زِندگی مَن تو هَستی...
گُناهِ مَن بوسیدَنِ توست...
آخِرَتَش آغوشَت...
حَلال مُشکِلاتَم تو هَستی...
مُسَکِن درد هایَم...
من ُ تو به شِکلِ توانِ ۲ هستیم!!
باهمدیگَر اَحوالمان همیشِه مُثبت است...
.
چـِرا نمیخوانی...؟؟
میگویـَم دَرک نمیکُنَمشان...
میگویَند هَمه چیز واضِح و گویاسـت... چه چیزی را دَرک نمی کنی...؟!
میگویَم ریاضی را...
مَگَر ۱ + ۱ دو نمی شَود؟؟
پَس چرا مَن و او با هَم ۱ می شَویم...؟
میگویَم زیست را...
چِگونِه مِثل خون دَر مَن جاریست؟
چگونه میشَود ۱ روح در ۲ جِسم باشَد؟
چِگونه مَغزَم در کِنار او کار نمی کُنَد؟
چِگونه ضَربان قَلبَم شِدَت می یابَد در آغوشَش؟
میگویَم شیمی را...
چه پِیوندی بِین ماست که هَرگِز جدا نمی شَوَد...؟
چه خاصیَتی دارَم که با او واکُنِش میدَهَم فَقَط؟؟؟
حالَتی کِه وَقتی با او دارَم در هیچ کِتاب شیمی توضیح داده نَشده...
میگویَم جُغرافیا...
که چِرا آغوشَش را آرامِش بَخش تَرین ناحیِه زمین ثَبت نَکرده..
کِه بارانی تَرین حالَتم را آرام میکُنَد...
میگویَم عَربی و زبان خارِجه و ادبیات فارسی برای چیست
وَقتی ما زبان خود را نمیفَهمیم...؟
میگویَم آمار را میخواهَم چِه کار یِک نَفَر را به مَن بِدَهید حِساب و کِتاب
نمی خواهَد کِه...
اَه دَرک نمیکُنَم دَرک نمیکُنَم این دَرس های لَعنتی را
مَن فَقَط تو را دَرک می کُنَم
هِندِسه ی مَن در اَندام توست...
دین و زِندگی مَن تو هَستی...
گُناهِ مَن بوسیدَنِ توست...
آخِرَتَش آغوشَت...
حَلال مُشکِلاتَم تو هَستی...
مُسَکِن درد هایَم...
من ُ تو به شِکلِ توانِ ۲ هستیم!!
باهمدیگَر اَحوالمان همیشِه مُثبت است...
.
- ۲.۱k
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط