{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گویند صاحب دلی، وارد جمعی شد.

گویند صاحب دلی، وارد جمعی شد.
حاضرین همه او را شناختند ؛
و از او خواستند که پس از انجام کارهایش آنان را پندی گوید.
پذیرفت.

کارهایش که تمام شد همگی نشستند و چشم‌ها به سوی او بود.
مرد صاحب دل خطاب به جماعت گفت:
ای مردم !
هر کس از شما که میداند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!
کسی برنخواست .

گفت:
حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد!
باز کسی برنخواست.

گفت:
شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید
و برای رفتن نیز آماده نیستید ...!
دیدگاه ها (۱)

گویند :صاحب دلی برای کاری وارد جمعی شد حاضرین همه او را شناخ...

گویند :صاحب دلی برای کاری وارد جمعی شد حاضرین همه او را شناخ...

✅ امید بی پایه خود فریبی است✍ گويند صاحب دلى ، براى کاری وار...

✍ گویند؛ صاحب دلی، برای کاری وارد جمعی شد.حاضرین همه او را ش...

حــڪایت‌آمـــوزنده✍گـويند: صــاحب دلى براى ڪاریوارد جمعی شد ...

گویند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت.نمازگزاران ،...

گویند صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران، ه...

گویند : صاحب دلی ، برای اقامه نماز به مسجدی رفت.نمازگزاران ،...

گویند : صاحب دلی ، برای اقامه نماز به مسجدی رفتنمازگزاران ، ...

✅حکایتهای پندآموز🔸گویند: صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط