ادامه پارت

ادامه پارت 115

برگشت و به سمته در قدم برداشت اما با حرف جونگکوک دستش روی دستگیر در موند : فکر کردی اون چندتا کاغذ پاره می‌تونه ترو از من بگیره
انگار وکیلت یادش رفته بهت خبر بده حکم طلاق ما هیچ وقت صادر نشده.. تو ماله بودی..ماله منم خواهی موند
دستگیری در رو بین انگشتاش فشرد و بدون حرفی از اتاق خارج شد نمی‌تونست اجازه بده همه زحمت های که کشیده بخاطر اون آدم از بین بره...اما اون واقعا چی میخواست برای چی بعد از این همه مدت اینجوری پیله اش شده بود ...لحظه ای بعد همه توی اتاق جلسه جمع بودن
اما هنوز خبری از الهه عذابش نبود
صدای قدم های محکمی روی سرامیک ها شنیده میشد جونگکوک با همون ابهت اقتدار با چهره جدی اخم آلودش روی صندلی کنار رئیس نشست
ویوا به چیزی رو خوب فهمیده بود اینکه گذر زمان هیچی از پرویی خودشیفتگی این آدم کم نکرده بود ناگهان با احساس لمس دستش افکارش رو پس زد و برگشت به یونگهو که کنارش نشسته بود
نگاه کرد یونگهو دست دختر رو که روی میز بود فشرد و با اطمینان لبخند زد ویوا جوابش رو با لبخند داد و با حرف دوباره رئیس که دو مورد پروژه توضیح میداد حواسش رو جمع کرد
هر چند جونگکوک با مدل بودن ویوا برای این محصول که عطر زوجی بود مخالف میکرد اما رئیس اصرار داشت که اگه ویوا مدل بشه جنبه کره هم داره ...و دیگر جونگکوک چیزی نگفت و با اخم به ادامه جلسه گوش داد


حالتون چطوره مثله همیشه طول کشید تا پارت ها رو آماده کنم اما یادتون نره که شما هم کم کاری کردین و حمایت از پارت ها قبلی کم بود پس انگیزتون کجا رفته منتظر نظر هاتون در مورد داستان هستم
دیدگاه ها (۱۱)

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 116 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩وا...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 117 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩وق...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 115 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩کن...

ادامه پارت 12-نه فقط کمی بابت همین موارد اضطراب داشتم که خب ...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 112 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩هم...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 96 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩اما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط