{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اربعین

#اربعین
کلا قدش نیم متر نمیشد ،ولی نوکر زائرای ارباب بود....
به زوار دستمال کاغذی می داد تا گریه هاشونو پاک کنن...
دیدگاه ها (۵)

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

برده عمارت جئون

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

«رایحه پنهان»تهیونگ آخر سر فقط سرش رو پایین انداخت.بدون اینک...

ادامه سناریو

پارت:۱ویو ات:صبح با جیغای‌ِ مامانم بلند شدم چی شده؟سریع  رفت...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط