{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در یادداشتی عاشقانه آمده بود:

در یادداشتی عاشقانه آمده بود:

«خواب بودید، بوسیدم‌تان، ولی افاقه نکرد.
عصر برمی‌گردم.»


"اگه به من بود
باز میومدم به دیدنت
بگو از کجا بیام اتفاقی ببینمت ...
بگو چی میشه یهو اینجوری تو بد میشی
میام از راهی که فک کنم توام رد میشی ..."
دیدگاه ها (۱)

#تهران چقدر حسود بود جانم ...!تمام قدم زدن های ما ،در خیابا...

از پنجره ی رو به خیابانِ اتاقتآنقدرکه من خاطره دارم تو نداری...

درد دارد که هرچه بنویسی،نتوانی که شرح ِ غم بدهی!درد دارد به ...

کلمات در ذهنم آتش میگیرند . . .انگار هیچکدامشان دوست ندارند ...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۲۰ویو املیا با خستگی وارد اتام شدم ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:44(عمارت مین، 8:02am) جیمین تا صبح خواب به چشمان...

خب سناریو بعداز مدت ها:نامجون: ا.ت؟ چته؟ منو ببیناز چونه‌ت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط