من اینجا سر بر بالش ِ خود می گریم

من اینجا سر بر بالش ِ خود می گریم

آنجا شبنم زده است به سطرهای شاعری عاشق

خیره به ماه، شب را ورق می زند دختری تنها ،کنار ِ پنجره ای محزون

کناره پنجره ی دیگری پسری با حجم سنگین بغض ،به آخر خط می رسد

پک هایی زخمی به سیگارش می زند مردی چهل ساله روی بالکن اتاقش

انگشتهایش تراژدی می سازند روی صفحه سیاه وسفید پیانو ،زنی که موهای خرمایی اش را پشت سرش جمع کرده است

دورترها، دو عاشق تانگو می رقصند با همنوازی ستاره ها

تو اما به چه فکر می کنی آنجا،دوری یا نزدیک،کنار پنجره ای یا روی بالکن ..
دیدگاه ها (۲)

تکپارتی{کیم‌تهیونگ}: جنین《 ۱۹ نوامبر 》روبه‌روی پنجره‌ای بزرگ...

#مجردهاداشتم فکر می‌کردم که جدا از ملاک‌هایی مثل : تیپ ، قد ...

#deep I feelingداشتم فکر میکردم که جدا از ملاک هایی مثل : تی...

‏داشتم فکر میکردم که جدا از ملاک هایی مثل : تیپ ، قد ، هیکل ...

‏داشتم فکر میکردم که جدا از ملاک هایی مثل : تیپ ، قد ، هیکل ...

داشتم فکر میکردم که جدا از ملاک هایی مثل : تیپ ، قد ، هیکل ،...

بیست و شش سال بعد از این؛یک روز نشسته ام برگه های امتحان دان...

ارشد گروه اسلیتیرین پسر سال ششم قدبلند و ورزیده ای است که ما...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

P 24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط