{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکوفه های گیلاس 🌸

شکوفه های گیلاس 🌸
پارت۳🌸
سوسوکی:و......دازای تو رئیس بعدی خاندانی.....این سنجاق سینه رو بگیر ....این نشان خاندانه
دازای:رئیس خاندان؟گرفتنه سنجاق*
سو:چهار خاندان اصلی به کل یوکوهاما دست رسی دارن ...حتی مافیا هم نمی تونه رو حرفشون حرف بزنه....اسم چهار خاندان..خاندان میروتو...سایاکی.و....ناکاهارا...*خون بالا آوردن
دازای:بابا!!
سو:حواست به خودت....و خواهر و برادرات باشه...داز-

و در آخر سوسوکی مرد ..صدای گریه هاو داد های دازای کل محله رو در بر گرفت.....بعد از اون دازای متوجه یه چیزی شد....کسایی که پدر مادرش رو به قتل رسوندن درواقع دنبال دازای بودن تا بدزدنش تا از قدرتش سواستفاده کنن ولی...وقتی رسیدن به خونه‌ فقط مادرش و پدرش اونجا بودن و....اونا رو کشتن ..بعد از اون دازای از یک راهی به اوداساکو خبر داد وگفت مواظبه خواهر برادراش باشه....و..از اون روز به بعد دازای مجبور به فرار از دست قاتل ها بود .....

چند سال بعد
ویو راوی*
دازای الان ۱۷ سالشه و توی مافیا به عنوان جوان ترین مأمور اجرایی در تاریخ مافیا کار میکنه....دازای دست راست رئیس مافیا هستش ...هیچ کس جرات نداره با دازای در بیفته..... یه روز دازای داشت کار هاش رو می‌کرد که...
تق تق (در زدن)
دازای :بیا تو..
زیر دست دازای اومد تو .
دازای:چیه؟
زیر دس:یک نفر...می خواد شما رو ببینه .
دازای :کیه؟
زیر دس: گفت شما اونو به اسم اودا می شناسین.
دازای که تا الان داشت یاداشت می کرد یهو متوقف شد...سرش رو بالا آورد.. با قیافه ای سرد که چشمه سمته راستش رو بانداژ کرده بود و با اون یکی چشمش بهش با سردی نگاه می کرد و
دازای:یک بار دیگه بگو ...
زیر دست سرش رو از ترس پایین انداخت و با لرزه گفت:گفتن ....شما اونو....به اسمه....اودا ..میشناسین.
دازای بلند شد و
دازای :منو ببر اونجا.
زیر دست دازای رو برد پیشه اودا...وقتی رسیدن دازای به زیر دست گفت برو ...اونجا یک انباری قدیمی بود ... یک نفر توی انباری وایساده بود
دازای:اودا؟
اودا:دازای!!
اون دو تا بعد سال ها هم دیگه رو بقل کردن ......
اودا شونه دازای رو گرفت
اودا:دازای چه بالایی سر چشمت اومده ؟چرا همه جات بانداژیه؟
دازای همه اتفاق های اون چند سال رو میگه چرا بانداژ داره و.....
دازای:نگران نباش بعد چند سال چشمم خوب میشه ولی بدنم...
اودا:بدنت؟
دازای:خب....بدنم درمان نمی شه.
اودا:چرا؟
دازای:چون دفاع بدنم ضعیف شده برای همین جای زخما تا ابد روم میمونه...مهم تر از اون حال خواهرو برادرام چطوره؟
اودا:خب....
تمام تا فردا پارت نمی دم😁😁🌸🌸
دیدگاه ها (۰)

هعییبیییی😑😑

یعنی ما مورچه ایم؟ ما احمقیم؟ *نگاه کردن به اختراعات مون🫪 ...

رونالدو یامسی؟💙❤️

شکوفه های گیلاس🌸ویو دازای*داشتم با اودا حرف می زدم که متوجه ...

شکوفه های گیلاس🌸 پارت اول🌸اسم:اوسامو دازای. سن :۱۰ ظهر بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط