{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز با دوری خود دل نگرانم کردی

باز با دوری خود دل نگرانم کردی
مثلِ دیوانه به هر سمت روانم کردی

باد نااهل وزید و به دلم بد افتاد ....
چه بگویم که تو بی نام و نشانم کردی

گفتم اینگونه نرو می رود از دست دلم ....
رفت از دست دل و  بی ضربانم کردی

مثل پیراهن ِ خاکی شده احساساتم
باز درمانده ی یک ذره تکانم کردی

من که دیوانه نبودم ولی از عمد چرا ساده بازیچه ی چشم ِهمگانم کردی
دیدگاه ها (۲)

اگر ڪسی را دوست داری،هوایش را داشته باشاما اگر برای پر ڪردن ...

آمدی رفت زدل صبر و قرارم بنشین / بنشین تا به خود آید دل زارم...

انسان، موجودی است که در نهایت شکست، باز هم تکیه گاهی از جنس ...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

چندپارتی:وقتی باهاش قهر بودی و...pt⁴(end)بغض بدی گلوشو گرفته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط