{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I استاد دانشگاه داشت برگه یکی از شاگرداشو تصیح میکرد دید

I استاد دانشگاه داشت برگه یکی از شاگرداشو تصیح میکرد دید نوشته جواب در پشت صفحه!!! رفت پشت صفحه دید نوشته اگه بلد بودم همونجا مینوشتم!!!
آوردمت اینجا بگم جان مادرت رحم کن(laugh)(laugh)(laugh)
دیدگاه ها (۴)

به دلم موند يه بار يه جك برا دختر خالم تعريف كنم اول بپرسه چ...

شب بخیر همگیییییی خوابای خوش ببینین این جملهه که تکراری بود ...

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻮﻕِﺩﻳﭙﻠﻤشو ﺗﻮ ﺭﺷﺘﻪ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ ﺍﻫﻠﻲﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﻩ ...

ﺑﻌﻀﻴﺎﻡ ﻫﺴﺘﻦ تو گروه مطلبها میبینن وحال میکنناما خودشون مطلب ...

LESSON

چند پارتی جونگ کوک

چپد پارتی جیمین پارت ۳

چند پارتی

برده عمارت جئون

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

part4کوک:بعد ازچند دقیقه که این سوال رو پرسید داشتم دنبال جو...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷ویو میکا_____میکا: «چی...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط