{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زاهدم برد به مسجد که مرا توبه دهد

زاهدم برد به مسجد که مرا توبه دهد

توبه کردم که نفهمیده به جایی نروم


صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۲)

تو با شرافتی اگر …آبروی دیگران را مانند آبروی خودت محترم بدا...

انسانیت در من میمیرد..... وقتی مادری کنار امام زاده جوراب می...

مرا از حیله ی رندان نترسانید... مرا از مکر نامردان نترسانید....

خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ استوقتی که صداقتها ، آل...

یونیت داندان پزشکی که ازش وحشت کردم می خواست دندان مرا بکشه ...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

*فَإِن تَوَلَّوا فَقُل حَسبِيَ اللَّهُ لا إِلـٰهَ إِلّا هُوَ...

مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از شـهـر جـذامـیـان ...

𝐃𝐀𝐑𝐈𝐔𝐒𝐇 𝐄𝐆𝐇𝐁𝐀𝐋𝐈 🤍👑مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از...

با هم ببینیم و بشنویم

#شب_وصال#شب_وصالم_آرزوست#خدا #یاد_خدا #مناجات_با_خدا#دکلمه #...

____[The Forbidden Crossing]____

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط