زندگی شاید

زندگی شاید
یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد
زندگی شاید

زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر می گردد

زندگی شاید افروختن سیگاری باشد ،در فاصله ی رخوتناک دو همآغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر می دارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید “صبح بخیر”

زندگی شاید آن لحظه ی مسدودیست
که نگاه من ،در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد
و در این حسی است
که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت
دیدگاه ها (۲)

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

زندگی شایدیک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگ...

زندگی شایدیک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن م...

#زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتناک دو هم آغوش...

ساده زیستی

آینه تاریک

زندگی شاید آن لحظه مسدودیست ک نگاه کن,در نی نی چشمان تو خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط