{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه pt12

ادامه pt12

ادرسو گفت میخواستم بکشمش که تهیونگ گفت
$شاید ادرس الکی داده باشه نکشش
-باشه
ادرسو گرفتیم از اونجا اومدیم بیرون
-بچه ها من میخوام برم بار شمام میاین
×÷$~ما پایه ایم
_شما چی
#@اوکی
(پرش زمانی)
«««ویو ات»»»
کوک از اون موقع تا حالا برنگشته بود ساعت 2 شب بود یه حس نگرانی بهم دست داده بود ولی کاری نمیتونستم کنم همینطوری روی تخت نشسته بودم و زانوهامو بغل کرده بودم و سرمو گذاشته بودم روش.چند مین‌ گذشت صدای کیلید اومد و بعد هم باز شدن در سریع رفتم پایین
+حالت خوبه
-...
+با توام نمیخوای جواب بدی
معلوم بود مست بود
-نرفتی در که قفل نبود میتونستی بری چرا هنوز اینجایی(با لحن مست و یکم داد)
+نمیدونستم در بازه
-اگه میدونستی میرفتی نه؟خب الان بازه میتونی بری
+کوک تو خوب نیستی بیا ببرمت تو اتاقت
-دست به من نزن من کسی نیستم که تو دوست داشته باشی با اون جایی باشی پس ولم کن
+...
-چیشد ناراحت شدی اشکال نداره وقتی از اینجا رفتی یادت میره بابت همچی هم ازت ممنونم هم معذرت میخوام الانم هروقت دوست داشتی میتونی ب...ر
+داشت همینطوری حرف میزد که با گذاشتن لبم رو لبش حرفش قطع شد نمیدونستم دارم چیکار میکنم فقط به کارم ادامه دادم

شرط:۱۰لایک❤️
دیدگاه ها (۴)

عشق جاودانه 13pt«««راوی(ادمین عزیزتون)»»»(علامت راوی:√)√بعد ...

عشق جاودانه pt14-بعد از اینکه تمام اسلحه هارو انتقال دادیم ب...

عشق جاودانه pt12«««ویو ات»»»از خواب بیدار شدن با دست کسی که ...

عشق جاودانه pt11§اوکی پس بریم بریم«««ویو کوک»»»داشتم نگاشون ...

____[The Forbidden Crossing]____

وکیل اقای جئون

(پارت نهم) to mal mani «فردا» ویو الیزابت*از خواب دل کندم دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط