{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ می گفت : دل هر آدمی دری دارد

مادربزرگ می گفت : دل هر آدمی دری دارد

می گفت : باید باز کنی در دلت را روی لبخند آدم ها

می گفت : هر کدام از این درها یک کلید بیشتر ندارند

می گفت : کلید دل آدم دست خود آدم نیست

می گفت : انگاری کلیدها را دم خلقت پخش کرده اند

بین آدم ها و هر کسی یکی برداشته برای خودش

می گفت بلند شو برو بگرد

بگرد ببین کلید قلب کیست توی دست هایت ؟

ببین کلید قلبت کجاست ؟
"ایلیا"
دیدگاه ها (۴)

‏"هیچ کس" بیادم نیست! همین که ازدنیا بروم زیرعکسم مینویسند: ...

- خداوندا...آرامم کن همان گونه که دریا راپس ازهرطوفانی آرام ...

خیــــــــره به مــــــــردم نشسته ام...! ...

اسمش را میگذاریم دوست مجازی.....اما آنسو یک آدم حقی...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

صدای شلیک

دو پارتی از نامجون پارت ۲از آشپزخانه صدای باز شدن یخچال و ظر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

لبخند قاتلپارت⁴⁰ویو سلیندستم هنوز توی دست جونگ‌کوک بود.هوا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط