فصل سوم( شب دردناک )
فصل سوم( شب دردناک )
پارت ۲۵۵
و تنها صدا مردانه بم تهیونگ بود که در آن اتاق میچرخید ... و در نهایت خنده ای کرد و به پایین خیره شد .... تهیونگ : تو و جیمین درست میخواستین بچه رو بیارین درست میگم؟
دخترش حال دستش را سمته صورتش برد و فقد رو چشم هایش گذاشت نمیتوانست در چشم های مهربان پدرش نگاه کنه ...
تهیونگ: الان متوجه شدی دخترم .... ؟
بفضش را قورت داد و دستی به موهایش کشید ...
تهیونگ: کمی بخواب باشه این زخم های که پدرم رو صورتت درست کرده رو خودم درست میکنم دخترم باشه .... یادت باشه هیچ وقت دنیا مهربانی رو فراموش نکنی درسته که آدم ها بدن ولی از اول اینجوری نبود و نیستن حتما براشون سخت گذشته یا بخاطر عزیزش درد کشیده پس یادت باشه مهربونی چیزه خیلی خوبیه
از رو صندلی بلند شد و بوسی رو موهای کوتاه اش گذاشت و از اتاق خارج شد دخترک با گذاشت دست هاش رو صورت داغش اشک های بی صداش رها . رو گونه هایش شدن ...
سئوک : آفرین کارت حرف نداشت.....
دختره دامن کوتاه و مشکی رنگش را بالا کشید تا راحت تر پاش را گذاشته رو آن کی پاش و بیشتر به سئوک نزدیک شد تا حدی که عطر وانیلی را وارده ریه هایش کرد و بوسی رو گردن سئوک گذاشت ...
ایل یانگ: من بخاطر تو هر کاری باشه میکنم .... این که چیزی نبود فقد چندیدن کلمه حرف با خانم و آقای کیم بود
سئوک بدونه توجه به ایل یانگ شراب قرمز رنگ را بالا کشید
ایل یانگ : سئوک امشب بریم هتل !
سئوک : باشه ....
ایل یانگ : دوست پسره خوشتیپه خودمی ...
ایل یانگ با خوشحالی تمام بوسی نرمی رو لب های نازک سئوک گذاشت و خودش را بیشتر به سئوک نزدیک کرد ایل یانگ دلیله خراب کردن نقشه جیمین بود ایل یانگ کسی بود که همه چی را برای سوجین و تهیونگ تعریف کرده بود و این سئوک بود که تمام این صحنه ها را با خوشحالی تماشا میکرد ازدواج جیمین و عشقش را نمیدانست شاید دست به خود کشی میزد ... یا شاید هم بیشتر دوختر باز میشد درست مثل جیمین!
پارت ۲۵۵
و تنها صدا مردانه بم تهیونگ بود که در آن اتاق میچرخید ... و در نهایت خنده ای کرد و به پایین خیره شد .... تهیونگ : تو و جیمین درست میخواستین بچه رو بیارین درست میگم؟
دخترش حال دستش را سمته صورتش برد و فقد رو چشم هایش گذاشت نمیتوانست در چشم های مهربان پدرش نگاه کنه ...
تهیونگ: الان متوجه شدی دخترم .... ؟
بفضش را قورت داد و دستی به موهایش کشید ...
تهیونگ: کمی بخواب باشه این زخم های که پدرم رو صورتت درست کرده رو خودم درست میکنم دخترم باشه .... یادت باشه هیچ وقت دنیا مهربانی رو فراموش نکنی درسته که آدم ها بدن ولی از اول اینجوری نبود و نیستن حتما براشون سخت گذشته یا بخاطر عزیزش درد کشیده پس یادت باشه مهربونی چیزه خیلی خوبیه
از رو صندلی بلند شد و بوسی رو موهای کوتاه اش گذاشت و از اتاق خارج شد دخترک با گذاشت دست هاش رو صورت داغش اشک های بی صداش رها . رو گونه هایش شدن ...
سئوک : آفرین کارت حرف نداشت.....
دختره دامن کوتاه و مشکی رنگش را بالا کشید تا راحت تر پاش را گذاشته رو آن کی پاش و بیشتر به سئوک نزدیک شد تا حدی که عطر وانیلی را وارده ریه هایش کرد و بوسی رو گردن سئوک گذاشت ...
ایل یانگ: من بخاطر تو هر کاری باشه میکنم .... این که چیزی نبود فقد چندیدن کلمه حرف با خانم و آقای کیم بود
سئوک بدونه توجه به ایل یانگ شراب قرمز رنگ را بالا کشید
ایل یانگ : سئوک امشب بریم هتل !
سئوک : باشه ....
ایل یانگ : دوست پسره خوشتیپه خودمی ...
ایل یانگ با خوشحالی تمام بوسی نرمی رو لب های نازک سئوک گذاشت و خودش را بیشتر به سئوک نزدیک کرد ایل یانگ دلیله خراب کردن نقشه جیمین بود ایل یانگ کسی بود که همه چی را برای سوجین و تهیونگ تعریف کرده بود و این سئوک بود که تمام این صحنه ها را با خوشحالی تماشا میکرد ازدواج جیمین و عشقش را نمیدانست شاید دست به خود کشی میزد ... یا شاید هم بیشتر دوختر باز میشد درست مثل جیمین!
- ۱۶.۱k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط