{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part: 24

Part: 24
The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)

بهش نزدیکتر شدم و گفتم:
من تو رو با پوست و خون و جونمو میشناسم، هیونم!
گفت:
اگه بحثه اینه که کی بهتره کی رو میشناسه که ماله من اونقدر زیاده که زمین تا هستش ترک میخوره....
گفتم:
چه، شاعرانه....
گفت:
همیشه، اونم فقط برای تو عزیزترینم!
گفتم:
دیگه، حرفی برام باقی نمونده....
گفت:
با سوالایی که می خوام الان ازت بکنم، حرفت میاد....
گفتم:
تورو خدا الان نه.....
گفت:
چرا؟
جواب ندادم....
از دوباره پرسید:
چرا؟!
گفتم:
من الان، روحیم خوب نیست یعنی پریشونم!
تورچِ(به معنی چراغ قوه یا مشعل هست که تو زبان انگلیسی بیشتر به معنی چراغ قوه هست ولی کلمه مشعل به جمله یا حرفی که میزنی بستگی داره) گوشیشو روشن کرد و صورتمو دید....
گفت:
یا خداااااااا
چیشده مونِ من؟!
گفتم:
ازت خواهش میکنم، بهت نگم بهتره؟!
گفت:
اطلاع دارم، ولی می خوام از زبون خودت بشونم...
گفتم:
یه مقدمه بگو تا باور کنم....
گفت:
مثلا، با بابات دعوا کردی....
گفتم:
دیگه!
گفت:
ادامشو نمی تونم بگم چون واقعا از درون نابود میشم با وجود اینکه حتی بهش فکر میکنم هم‌ در حال نابودیم چه برسه به اینکه حرفشو هم بزنم....
ولی بعد از اینکه همچیو توضیح دادی با من میای خونه....
از این به بعد یعنی تا ابد پیشه خودم میمونی در ضمن هفته ی بعد هم ازدواج میکنیم.....
خب، حالا توضیح بده، به گوشم!
دیدگاه ها (۰)

Part: 25The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ب...

Part: 26The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)گ...

Part: 23The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)س...

Part: 22The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط