Part: 28
Part: 28
The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)
با درد از صندلی پشته ماشین بلند شدم.....
برام عجیب بود!
چون، قبل از اینکه بلند بشم هیچ دردی نداشتم ولی الان......
خب، درد و پس میزنم و صورته هیونجین میگیرم رو به خودم و میگم:
هیونم، من خوب میشم ولی تو باید بری بیمارستان.......
گفت:
نه!
رفتیم عمارت، زنگ میزنم دکتر خصوصی......
گفتم:
اول، تو باید درمان بشی وگرنه من اجازه نمیدم کسی درمانم کنه اینو جدی میگم هیونم.....
گردنشو بغل کردم و سرمو فرو کردم تو گردنه خونین و گرمش......
برای اولین بار تو زندگیم پیشه یه نفر راحت گریه کردم که اونم فقط هیون بوده.....
اونم منو بغل کرد و یه بوسه کوچک و ملایم رو گردنم گذاشت و با دستاش موهام و ناز کرد.....
بعده چند دقیقه کشید کنار و دستمو گرفت و گفت:
منم، تا جون دارم مواظب تو هستم.....
اگه بخاطر این بود که اون روز نتونستم تو رو از زیر دست و پای اون کثافت نجات بدم بخاطره این بود که اولش متوجه نشدم تا اینکه اومدم خونه.....
و بخاطر، عریان بودنش فهمیدم چیکار کرده......
The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)
با درد از صندلی پشته ماشین بلند شدم.....
برام عجیب بود!
چون، قبل از اینکه بلند بشم هیچ دردی نداشتم ولی الان......
خب، درد و پس میزنم و صورته هیونجین میگیرم رو به خودم و میگم:
هیونم، من خوب میشم ولی تو باید بری بیمارستان.......
گفت:
نه!
رفتیم عمارت، زنگ میزنم دکتر خصوصی......
گفتم:
اول، تو باید درمان بشی وگرنه من اجازه نمیدم کسی درمانم کنه اینو جدی میگم هیونم.....
گردنشو بغل کردم و سرمو فرو کردم تو گردنه خونین و گرمش......
برای اولین بار تو زندگیم پیشه یه نفر راحت گریه کردم که اونم فقط هیون بوده.....
اونم منو بغل کرد و یه بوسه کوچک و ملایم رو گردنم گذاشت و با دستاش موهام و ناز کرد.....
بعده چند دقیقه کشید کنار و دستمو گرفت و گفت:
منم، تا جون دارم مواظب تو هستم.....
اگه بخاطر این بود که اون روز نتونستم تو رو از زیر دست و پای اون کثافت نجات بدم بخاطره این بود که اولش متوجه نشدم تا اینکه اومدم خونه.....
و بخاطر، عریان بودنش فهمیدم چیکار کرده......
- ۱۴۷
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط