{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

"تصورش هم دردناک است. هر دو پایت مصنوعی باشند و در آن هجوم هزاران آدم وحشت زده و هراسان که هر کس در تکاپوی فرار از مهلکه مرگ، آن دیگری را به زیر می کشد و از رویش می گذرد گرفتار شده باشی. حتما هر دو پای مصنوعی اش شکسته شده بودند و لابلای جمعیت ترس خورده گم شده بودند. پاهایش از زیر زانو قطع شده بودند و حالا او بر زمین افتاده و در میان انبوهی که هر کس به فکر جان خویش است گرفتار آمده بود.
درد من این است که داود، که هرگز از پا نیفتاده بود، زیر دست و پا افتاده بود و نمی توانست کمر راست کند و از مهلکه خارج شود. این همان داودی بود که در سالهای جنگ وقتی به زحمت هجده سالش بود پایش بر روی مین می رود اما اجازه نمی دهد دوستانش برای کمک به او وارد میدان مین بشوند. نگران بود کسی دیگر آسیب ببیند که فریاد می زِد نیایید، خودم می آیم. ایستاد و با یک پا حرکت کرد و هنوز چند قدمی برنداشته بود که مین دیگری و انفجار دیگری و پای دیگرش. حرکت و خیز بچه ها را که دید صدا بلند کرد که گفتم که می آیم، کسی نیاید. سینه خیز از میدان مین خارج شد. دردناک نیست که همین داود که با دو پای قطع شده و خونین از پا نیفتاده بود حالا بدون پاهای مصنوعی اش زیر انبوه جمعیت افتاده باشد و نتواند بلند شود؟


داود موسوی، تخریبچی اردوگاه شهدای تخریب، در فاجعه منا جان داد و همه دوستانش را عزادار رفتنش کرد."

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات
http://line.me/ti/p/%40yck0500m
التماس دعا
دیدگاه ها (۷)

🎥 درگیری جنجالی کارشناس ایرانی و سعودی در پخش زنده شبکه العر...

سناریو تهیونگ

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟺دختر با قدم‌های محکم و با اطمینان وارد لابی...

پارت ۱۶ — انتخابکاروان بالاخره عصر همان روز اجازه‌ی حرکت گرف...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁰کاش می‌شد همین چند دقیقه رو از همه‌ی...

^♤.The Law of Violence.♤^.. Part ¹⁷..[فلش‌بک — پنج سال پیش]ش...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۲موقع تمرین شد کوک...

007-پنهان در مه - پارت ۹۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط