{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

: می گفت شب قبل از شهادتش تو مقر نشسته بودیم.
صحبت از شهادت بود . یهو حاج عبدالله گفت :گ
" من شهید شدم ، منو با همین لباس نظامی ام خاکم کنید. "
بچه ها زدن زیر خنده و شروع کردن به تیکه انداختن .
حالا تو شهید شو .. !
شهیدم بشی تهران بفرستنت باید کفن بشی .
سعی میکنیم لباس نظامی ات رو بزاریم تو قبر .. !
تو خط مقدم بودیم که خبر شهادتش رو شنیدیم .
محاصره شده بودن ، امکان برگشتشون هم نبود .
شهید شد و پیکرش هم موند دست تکفیری ها .
سر از تنش جدا کرده بودن و عکس هاش رو هم گذاشته بودن تو اینترنت .
بحث تبادل اجساد رو مطرح کرده بودیم که تکفیری ها گفته بودن خاکش کردیم .
چون پیکر سر نداره دیگه قابل شناسایی نیست ...
حاج عبدالله به آرزوش رسید ...


شهید حاج عبدالله اسکندری

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات
http://line.me/ti/p/%40yck0500m
التماس دعا
دیدگاه ها (۷)

🌿شهـید یوسف داور پناه🌿مادرشـهید میگفت: من مظلوم ترین مادر شه...

KIM V

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

My lovely neighbor part : ۷۶

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هشتمساعت نزدیک پنج بود.باران از...

می گفت شب قبل از شهادتش تو مقر نشسته بودیم.صحبت از شهادت بود...

✍می گفت شب قبل از شهادتش تو مقر نشسته بودیم. صحبت از شهادت ب...

می گفت شب قبل از شهادتش تو مقر نشسته بودیم. صحبت از شهادت بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط