باز در خانه قلبم؛ سخن از روی تو بود..

باز در خانه قلبم؛ سخن از روی تو بود..
تن به هر یک؛ نفسش مست از آن بوی تو بود..

زائر این دل عاشق؛ به ره عشق تو رفت..
هر کجا رفت؛ نشان از گذر کوی تو بود..

مست کردی؛ تو مرا با نفس تازه خویش..
حبس انگشت دلم در گره موی تو بود..

قبله ای کو ؛که دلم سجده کند تا دم صبح..
قبله جستیم ؛بسی آخر سر روی تو بود..

سخت اندیشه؛ تو گرد سرم میچرخد..
وین پریشانی؛ اندیشه چو گیسوی تو بود..

عشق در سینه؛ فراوان چو تو معشوق مراست..
از نخستین سخنت؛ دیده دل سوی تو بود..


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

باز  در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط