{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف های ما هنوز ناتمام

حرف های ما هنوز ناتمام
تانگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آه ای دریغ وحسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود

(دلنگاره های سعید)
دیدگاه ها (۱۱)

گاها ، واسه دوستان این سوال ، پیش میاد؛ پسری که در زندگی شخص...

از ز ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است ز نام چه پرسی که ...

حرف های ما هنوز ناتمام تانگاه می کنی وقت رفتن است ...

هنوز بدرود نگفته ای، دلم برایت تنگ شده است.چه بر من خواهد گذ...

‍ حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی وقت رفتن استباز ...

نامجون، تولدت مبارک. 🐨💜نمی‌دونم چطور باید توضیح بدم که چقدر ...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

....پنج پارتی از جیمین ....

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

پارت ۱۰ بعد از رفتن سوفیا، خونه دوباره ساکت شد.داشتم لیوان‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط