دلتنگی که بیایدپایت بازمی شودبه هرچه خیابان وکافه که سنگ
دلتنگی که بیایدپایت بازمی شودبه هرچه خیابان وکافه که سنگ فرش ها ومیزهایش ردی آشناداردکنارپنجره زل می زنی به انتهای کوچه ای که منتظررسیدن هیچ عابری نیست چشم می دوزی به شاخ وبرگ گل های بی رمق قالی که هیچ نسیمی آن را به شوق نمی آورد دلتنگی که بیاید....
- ۵۲۷
- ۰۹ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط