{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک میریزم نمیدانی

اشک میریزم نمیدانی
شعرهایم را نمیخوانی
دوستت می دارم و افسوس
دوستم هرگز نمیداری

در خیالم با تو خندانم
در هوایت شعر میخوانم
از لبت میبوسم و افسوس
بوسه هایم را نمیخواهی
بی تو میمیرم تو میدانی
از تو لبریزم تو میدانی
اشک میریزم تو میبینی
باز هم اما نمی آیی
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

شاید این آخرین آرزویم باشدیا شاید آخرین شعرمکه مینویسم و تو ...

از امشب آخرین حرف غزل را زود پیدا کنبیا و دست های سرد من را ...

.می آییدستهایم میگیریبه چشمهایم زل میزنیتو را در آغوش میگیرم...

.به تو نیاز دارمبه تو که هر لحظههوایت را نفس میکشمرویایت را ...

.می آییدستهایم میگیریبه چشمهایم زل میزنیتو را در آغوش میگیرم...

.به تو نیاز دارمبه تو که هر لحظههوایت را نفس میکشمرویایت را ...

" دیوان اوهام"عاشقت بودم عزیزمشعر میگفتم برایتهر غزل از هر ن...

‍ در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمیرسم با تو به خانه، ا...

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیست...میرسم با تو به خانهاز ...

در خــیــالات خـــودم در زیـــر بـارانـی کـه نـیـســت . . . ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط