{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق است دیگر

عاشق است دیگر

عشقش سر کلاس که زنگ میزد میگفت :آقا اجازه! بریم

آب بخوریم؟
حالا مدتهاست که دیگر اجازه نمیگیرد و این بار

معلم به او میگوید :چند وقته خیلی داغونی برو یه آبی به دست

و صورتت بزن!
دیدگاه ها (۱)

daqiqaaaan:-(

:-(

ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ …ﭼﻨﺪ ﻭﻗــﺘﯽ ﮐﺮﮐﺮﻩ ﺩﻟﻤﻮ ﺑﮑﺸﻢ ﭘﺎﯾﯿـــﻦ …ﯾﻪ ﭘﺎﺭﭼـــ...

ﻣﻴﮕﻦ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﻳﻪ ﺑﺪﻧﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ...ﻛ...

فیک= خونین پارت اول هان امروز هم بیدار شدم و رفتم پیش سونمو ...

p1هانا- : سلام من هانا هستم...۱۷ سالمه...درواقع ۲ هفته دیگه ...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

#دوست_شیطون_منPart:2یهویی هیونجین یه مشت خوابوند تو صورت هیس...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۴$چند دقیقه بعد زنگ خور کایرا ...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط