{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز رفتم سوپر مارکت

یه روز رفتم سوپر مارکت
فروشندش یه زن بود ..
بهش گفتم ببخشیدخانوم یه رب میدید ...
گفت چقدر کم یه ربع فقط لیسیدنه ممست بگو یه ساعت تا قشنگ بهت حال بدم...
منو میگی الفرار
الکی نیست میگن سوپــــر مارکت
دیدگاه ها (۱۱)

یه سری از پسرارو فقط به چشم خواهری میشه دید...¤~¤

مثلا دارم درس میخونم

یکی هست تو قلبــــــــم..........یکی ام هست تو فکرم.یکی دیگ...

من هستم ...0^0دستم هست...0~0تیغ هست...0_0ولی متاسفانه وان ند...

مربی موتور سوار

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

سرنوشت پارت(۶)

forced marriage"single part. ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۶ ویو لارا: ساعت هفت بود که بلند شدم...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط