{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچقدر هم جوش بزنم؛

هرچقدر هم جوش بزنم؛
در آخر باز هم خانه ام زیر همان تکه سنگی ست که انسان ها بی توجه روی آن پا می گذارند و کودکان از رویش می پرند...

قدر امروزتون رو بدونین...
هیچکس نمیدونه تا چه مدت نفس میکشه!
دیدگاه ها (۶)

کاش زندگی از اول به آخر بود... پیر به دنیا می آمدیم آنگاه در...

دلم از نبودنت پر است هر روز خاطراتت را الک میکنم نه تو می آی...

دوست عجب امنیت خوبے ست ... میتوانی با او خودِ خودت باشے ... ...

حکایت رفاقت من با تو؛ حکایت قهوه ایست که امروز بیاد تو تلخ ت...

چند پارتی جونگ کوک

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

دو پارتی از نامجون پارت ۲از آشپزخانه صدای باز شدن یخچال و ظر...

when silence became a scream p10

عشق در دنده آخرپارت : ۴۳باران ریزی شروع به باریدن کرده بود. ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

پارت پنجم | روی اعصابم راه نرو...صبح روز بعد...لیانا با عجله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط