داخل هوا کمی گرم تر بودحس عجیبی داشت ولی عجیب تر از خونهاون حسی ...
𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:6
داخل هوا کمی گرم تر بود..حس عجیبی داشت ولی عجیب تر از خونه...اون حسی بود که جونگکوک داشت عجیب بود..همونی که این چند روز اخیر هی داره به سراغش میاد.
جلوتر رفت..
. طبقه بالا..انتهای سالن سمت چپ .. میتونی اونجا بمونی.جونگکوک..جیمین هم تو اتاق من میمونه
جونگکوک چیزی نگفت..یه اتاقی که یونگی گفت رفت..در اتاقو باز کرد و وارد شد. وایب خوبی میداد..مرتب بود..
داخل رفت و در را پشت سرش بست... الان تنها چیزی که نیاز داشت فقط یک دوش آب گرم بود...کت بلندش رو در آورد و روی تخت پرت کرد و سمت حموم رفت...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جیمین روی تخت خیلی آرام و ناز خوابیده بود و یونگی درحالی که سیگاری نصفه در بین انگشتانش بود آن شماره را گرفت.
.حل شد...جیمین هم همکاری میکنه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ که با بالا تنه ای ل.خت رو تخت نرم و ابریشمی اش دراز کشیده بود با صدای زنگ خوردن گوشی اش و دیدن اسم مخاطب "Yoongi" جواب داد.
.حل شد.. جیمین هم همکاری میکنه.
مرد لبخندی محو بر لبانش نشست.
+آفرین،مین.. میدونستم میتونی اون جوجه رو گول بزنی
. ک.صشر نگو،مرد.. بهتره به جیمین کاری نداشته باشی و فقط اون شرکت ف.اکینگ رو از اون جئون احمق بگیری.
+هی..هی.. انقدر عاشقش شدی؟
.نه.. فقط-
+اون دهن ک.یری تو ببند ،مین..عشق ضعیفت میکنه..و آدم های ضعیف هیچ ارزشی تو این دنیا ندارن
جوابی شنیده نشد... سکوت..و بعد..
. فهمیدم..
+خوبه...فردا میام اونجا...دلم میخواد این جئون رو ملاقات کنم.
تماس قطع شد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستان اگه با الفاظ رکیک داخل فیک مشکل دارین بهتره این فیکو نخونین
و اینکه اسمش روشه... فیک
لایک و بازنشر یادتون نره خوشگلام 🎀✨
حمایت کنین 🥀
شرایط
لایک ها:10
بازنشر:4
کامنت:5
part:6
داخل هوا کمی گرم تر بود..حس عجیبی داشت ولی عجیب تر از خونه...اون حسی بود که جونگکوک داشت عجیب بود..همونی که این چند روز اخیر هی داره به سراغش میاد.
جلوتر رفت..
. طبقه بالا..انتهای سالن سمت چپ .. میتونی اونجا بمونی.جونگکوک..جیمین هم تو اتاق من میمونه
جونگکوک چیزی نگفت..یه اتاقی که یونگی گفت رفت..در اتاقو باز کرد و وارد شد. وایب خوبی میداد..مرتب بود..
داخل رفت و در را پشت سرش بست... الان تنها چیزی که نیاز داشت فقط یک دوش آب گرم بود...کت بلندش رو در آورد و روی تخت پرت کرد و سمت حموم رفت...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جیمین روی تخت خیلی آرام و ناز خوابیده بود و یونگی درحالی که سیگاری نصفه در بین انگشتانش بود آن شماره را گرفت.
.حل شد...جیمین هم همکاری میکنه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ که با بالا تنه ای ل.خت رو تخت نرم و ابریشمی اش دراز کشیده بود با صدای زنگ خوردن گوشی اش و دیدن اسم مخاطب "Yoongi" جواب داد.
.حل شد.. جیمین هم همکاری میکنه.
مرد لبخندی محو بر لبانش نشست.
+آفرین،مین.. میدونستم میتونی اون جوجه رو گول بزنی
. ک.صشر نگو،مرد.. بهتره به جیمین کاری نداشته باشی و فقط اون شرکت ف.اکینگ رو از اون جئون احمق بگیری.
+هی..هی.. انقدر عاشقش شدی؟
.نه.. فقط-
+اون دهن ک.یری تو ببند ،مین..عشق ضعیفت میکنه..و آدم های ضعیف هیچ ارزشی تو این دنیا ندارن
جوابی شنیده نشد... سکوت..و بعد..
. فهمیدم..
+خوبه...فردا میام اونجا...دلم میخواد این جئون رو ملاقات کنم.
تماس قطع شد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستان اگه با الفاظ رکیک داخل فیک مشکل دارین بهتره این فیکو نخونین
و اینکه اسمش روشه... فیک
لایک و بازنشر یادتون نره خوشگلام 🎀✨
حمایت کنین 🥀
شرایط
لایک ها:10
بازنشر:4
کامنت:5
- ۱.۷k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط