{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود و وکیلم دلم بود،،قاضی نامم را

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود و وکیلم دلم بود،،قاضی نامم رابلند وگناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد،،پس محکوم شدم به تنهایی ومرگ،، کنار چوبه ی دار،به هنگام مرگ، بهم گفتن آخرین حرفم را بزنم، ولی من بازهم گفتم که دوستت دارم،دوستت دارم.
دیدگاه ها (۸)

سکوت که میکنی وزن جهان را به دوش می کشم !وکم که می آورم زمی...

بهترین هدیه الهی آرامش است

من ایمان دارم که خدا می خندد. که خدا می گِریَد. من ایمان د...

سلامتی دو اشک...یکی اشکی که«عروس»وسط رقص ریخت و همه گفتن اشک...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:9مادرم با آرامش شروع به نوازش کردن من کرد.و با صد...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت پایانیکوک چند ثانی...

★彡   Part 17 彡★ صبح، با برخورد مستقیم نور خورشید از خواب بید...

#Escape_from_death_April29 #admin_yoki #part2میخواستم برم سم...

فیک شوگا مافیای بیرحم دختر لجباز پارت یازدهم

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

پارت ۲ ویو ا.ت نمیدونم چقدر گذشته بود اما هنوزم خیره به منظر...

رمان:( تاوقتی که عاشقت شدم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط