{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران میبارد

باران می‌بارد .
و من فقط میتونم به آسمون نگاه کنم .
ابرها ...
آن ها از زمانی که بچه بودم زیبا بودن .
اما الان که بزرگتر شدم ، آنها خیلی زیباتر شدن
دست از کار میکشم ، تا فقط به آنها خیره بشم .
آنها به یادم میارن ، چیزی را که گم کردم ام .
و چشمانم درد میگیرد .
در نهایت آنها میروند و من می‌مانم .
دیدگاه ها (۰)

این باران همان بارانی ست که پارسال می آمد و اکنون هم دارد می...

باد به پنجره میخورد و بازمیگشت ، اما صدایش از بیرون می آمد ک...

پشتِ پنجره پیکر زنی ظاهر شد .در منظره ای از شب سرد ، نگاهش ب...

Fate

#سناریو#درخواستی#چندپارتی(پارت اخر) وقتی توی اتاق خوابمونیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط