{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی توی حرم به جوانی گفت سواد ندارم

پیرمردی توی حرم به جوانی گفت سواد ندارم

لطفا برایم زیارتنامه بخوان…

جوان شروع کرد به خواندن…

سلام داد به معصومین تا امام عسکری(ع)

سپس جوان پرسید:امام زمانت را میشناسی؟

پیرمرد پاسخ داد:چرا نشناسم؟

گفت:پس به او سلام کن

پیرمرد دستش را بر سینه گذاشت و گفت:

السلام علیک یا حجه بن الحسن العسکری

جوان لبخند زد و گفت:

و علیکم السلام و رحمه الله و برکاته...
مبادا امام زمانمان کنارمان باشد و او را نشناسیم!!!


اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم...
دیدگاه ها (۱)

پیرمردی توی حرم به جوانی گفت سواد ندارم..لطفا برایم زیارتنام...

پیرمردی توی حرم به جوانی گفت سواد ندارم.لطفا برایم زیارتنامه...

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برایم زیارتنامه بخوان...

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط