{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مُچالــــہ کرد

مُچالــــہ کرد

شڪســـت

خـــــط زد

داغـــون ڪرد

خلاصــه راحت شد
اِرث باباش کہ نَبـــــود

دل مـــــن بود
دیدگاه ها (۱)

P23موهاش رو روی شونه هاش ریخت و از اتاق خارج شد،باباش مشغول ...

آلیا یه دختر 16ساله بود که بچه دوتا مسلمون بود که علاقه ی شد...

آنها ۷۰ خط توهین برای من نوشتند تنها چیزی که اذیتم کرد غلط ه...

داستان عاشقانه جدید

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرمناگهان دل داد زد: دیوانه!...

پزشکیان: چیزایی که تو سازمان ملل گفتم کار من نبود، خدا بر زب...

تک پارتی جین 🦋جین بعد از یه روز خسته کننده به گوشیش نگاه کرد...

*روزهایی هستکه باید زیرش خط کشید تا به چشمت بیاید ...روزهایی...

سلامم چطورید؟من یه شخصیت واقعی هستم که با شما خیلی راحت دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط