{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهم دور شوم از تمام بودنها ، بگذرم ، از تمام پلهایی ک

میخواهم دور شوم از تمام بودنها ، بگذرم ، از تمام پلهایی که با نسیمی فرو خواهند ریخت ! در امتداد ِ خلوت گامهایم بسته میشود تمام پنجره های انتظار ، خط ِ ممتدی میشوم از سکوت و رد پایی جز خیسی واژه ها از من نخواهد ماند !
دیدگاه ها (۱)

کسانی که به من میگویندتوبه جهنم میروی ومابه بهشت...... مراخو...

ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ...ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡﻣﻐﺮﻭﺭ…ﺑﺎﺗﻌﺼﺐ…ﺑﻲ ﺭﺣﻢ...

بلند بخوان؛ درشت بنویس؛ آویزه ی گوشت کن که: «تقوا» آن نیست؛ ...

خرَد، تا به زنان میرسد… نامش میشود مکر … و مکر، تا به مردان ...

پارت چهارم | چیزی که نباید می‌فهمیدصبح با سکوت سنگینی شروع ش...

🖤 پارت ۷ | «فرار از حقیقت»چند ثانیه...هیچ‌کس حرف نزد.صدای آژ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁹تهیونگ: نرو....صدایش آن‌...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

پشت نگاه سردت ...🎀🦋 پارت 21 — ویو آت 🦋🎀تمام کلاس، ذهنم درگیر...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

پارت: ۲ (بخش ۱) **زاویه دید: زین**قطره‌ای عرق از خط رویش موه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط