{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شمع دلتنگ پروانه شد وقتی‌ در کنج طاق خاموش نشسته بود

شمع دلتنگ پروانه شد وقتی‌ در کنج طاق خاموش نشسته بود

دستی‌ آمد و او‌را روشن کرد

شمع روشن شد  اما پروانه نیامد

شعله شمع از شیشه پنجره سرک کشید

باز هم از پروانه خبری نشد

 شمع در آتش عشق شعله ور گردید

وقتی‌ که داشت به انتها می‌‌رسید

پروانه خودشو به پشت پنجره رسوند

گًل توی گلدان چرتش پرید 

انگشتی سیم گیتار را نوازش نمود

نوای خوش سیم فضا را پر کرد

پروانه شعله شمع را در آغوش  کشید

و  با  شعله تانگو رقصید
#عشق

دیدگاه ها (۱)

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

پارت ۴۵تهیونگ با قدم‌هایِ سنگین و نفس‌هایِ حبس‌شده، وارد اتا...

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وششم: نفرینی که در تاریکی زاده شد---گ...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏قصر سلطنتی، از همیشه باشکوه‌ت...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هشتمساعت نزدیک پنج بود.باران از...

شب که فرا رسیدکنار سفره شب بنشینشمع خاموش را روشن کن تا شعله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط