{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو تهیونگ

ویو تهیونگ
٪ آزادی‌‌. بدون تنبیه و هرچیزی..
-میخوای ببرمت بیرون؟
٪ج.. جدی میگید؟
-تا حالا دیدی شوخی کنم؟
خیلی یهویی بود اما از گونم بوس کرد
٪مرسی داداش جذابم
-الان چی گفتی ؟
٪ببخشید
-عصبی نشدم..چی گفتی؟
با لکنت گفت

٪د..داداش جذابم
ذوق کردم و خندیدم
-خوشم اومد این یه حرف قشنگ...(کمی ترسناک،بم)
٪(لبخند)
-تو..تو الان خندیدی؟
سریع چهرشو به بی حس تغییر داد
٪ن..نه
-چرا..چرا خندیدی خیلی وقت بود خندتو ندیدم
٪ببخشید
-برو آماده شو
٪و..ولی.. پدر...
-من لازم نیست اجازه بگیرم.
٪(ناراحت)
یعنی حسودی کرد؟خب این عادیع منم بودم حسودی میکردم..
-زود باش برو آماده شو.لباست باز باشه نمیبرمت.
تعظیم کرد و رفت
ویو آت
دیدگاه ها (۱۰)

ویو لیسا خیلی خوشحال شدم از اتاق رفتم بیرون بادیگارد بلندم ک...

ویو تهیونگلباس آت باز بود چشم غره ای نصیبش کردم ولی ندید -بر...

ویو تهذوقشو پنهان کرد اما فهمیدم ٪ممنونمدستمو باز کردم-بیا ا...

ویو لیساتو اتاق تهیونگ منتظرش بودم که از سالن عمارت صدا اومد...

part:⑥ دکمه ی لباست رو ...

_تبریک میگم ریدی به همجا+خب به من چه_چه پرویی دختر خون ریخته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط