ویو ته
ویو ته
ذوقشو پنهان کرد اما فهمیدم
٪ممنونم
دستمو باز کردم
-بیا اینجا
اومد و رو پام نشست..چقدر سبک و کوچولو بود...دستمو دور کمرش حلقه کردم
-فیزیک چند شدی؟
٪۲۰
دستمو دور کمرش بیشتر فشار دادم و نفسمو دادم تو گردنش
-حتما خیلی تلاش کردی..
٪بله..
داشتم فک میکردم که دفعه قبل سر فیزیک ۱۸ و نیم چقدر کتکش زدم عذاب وجدان گرفتم یهو گفتم..
-چیزی اذیتت میکنه؟تو این عمارت یا کلا جهان
٪نه..همه چی خوبه
-بخاطر این دروغت میفرستمت تو خواب سیاه
بغضش ترکید
٪نه خواهش میکنم نه.
اشکاش تند تند از رو صورتش میریختن رو دستام آروم بلندش کردم و برگردوندم سمت خودم و با دوتا دستام اشکاشو پاک کردم
-باشه عروسک...پس حالا راستشو بگو
٪من..هق همه چی...همه چی اذیتم میکنه کل این دنیا زندگیم همه چی
دلم براش سوخت... گناهی نداشت..
-اروم باش دختر من
اشکاشو پاک کردم
-دلت الان چی میخواد؟بهت میدم
با چیزی که گفت بغضم گرفت
کامنت بزارید
ذوقشو پنهان کرد اما فهمیدم
٪ممنونم
دستمو باز کردم
-بیا اینجا
اومد و رو پام نشست..چقدر سبک و کوچولو بود...دستمو دور کمرش حلقه کردم
-فیزیک چند شدی؟
٪۲۰
دستمو دور کمرش بیشتر فشار دادم و نفسمو دادم تو گردنش
-حتما خیلی تلاش کردی..
٪بله..
داشتم فک میکردم که دفعه قبل سر فیزیک ۱۸ و نیم چقدر کتکش زدم عذاب وجدان گرفتم یهو گفتم..
-چیزی اذیتت میکنه؟تو این عمارت یا کلا جهان
٪نه..همه چی خوبه
-بخاطر این دروغت میفرستمت تو خواب سیاه
بغضش ترکید
٪نه خواهش میکنم نه.
اشکاش تند تند از رو صورتش میریختن رو دستام آروم بلندش کردم و برگردوندم سمت خودم و با دوتا دستام اشکاشو پاک کردم
-باشه عروسک...پس حالا راستشو بگو
٪من..هق همه چی...همه چی اذیتم میکنه کل این دنیا زندگیم همه چی
دلم براش سوخت... گناهی نداشت..
-اروم باش دختر من
اشکاشو پاک کردم
-دلت الان چی میخواد؟بهت میدم
با چیزی که گفت بغضم گرفت
کامنت بزارید
- ۷۲۳
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط