[خارخندید و به گل گفت سلام
[خارخندید و به گل گفت سلام
و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیج نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی نزدیک امد،
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار درآن دست خلید و گل از مرگ
رهید
صبح فردا که رسید
خار باشبنمی ازخواب پرید
گل صمیمانه به او گفت سلام.......
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی،
عشق،
اسارت،
قهروآشتی،
همه بی معنا بود.... ♡ ......]
و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیج نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی نزدیک امد،
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار درآن دست خلید و گل از مرگ
رهید
صبح فردا که رسید
خار باشبنمی ازخواب پرید
گل صمیمانه به او گفت سلام.......
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی،
عشق،
اسارت،
قهروآشتی،
همه بی معنا بود.... ♡ ......]
- ۲.۳k
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط