{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلماتم را 

کلماتم را 
در جوی سحر می‌شویم 
لحظه‌هایم را 
در روشنی باران‌ها 


تا برای تو شعری بسرایم، روشن 
تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام 
سخنانم را 
در حضور باد 
این سالک دشت و هامون 
با تو بی‌پرده بگویم 
که تو را 
دوست می‌دارم تا مرز جنون 

دکتر
دیدگاه ها (۲)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

مرز جنونکلماتم رادر جوی سحر می‌شویملحظه‌هایم رادر روشنی بارا...

مرز جنونکلماتم رادر جوی سحر می‌شویملحظه‌هایم رادر روشنی بارا...

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌ها ...

کلماتم رادر جوی سحر می شویملحظه هایم را در روشنی باران ها تا...

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌ها ...

کلماتم رادر جوی سحر می‌شویملحظه‌هایم رادر روشنی باران‌هاتا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط