{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ســــــــــلام علی آل یاسیـــــــــــــــن

ســــــــــلام علی آل یاسیـــــــــــــــن

پیرمردی در حرم ایستاده بود
جوانی از پیش پایش میگذشت
رو به جوان گفت:
سواد ندارم برایم زیارت نامه میخوانی
گویا جوان قلب بسیار رئوفی داشت، پذیرفت

جوان شروع کرد به خواندن
سلام داد تا امام یازدهم
+ جوان گفت:امام زمانت را میشناسی؟
- چرا نشناسم؟
+ پس سلام کن

مرد دست روی سینه
"السلام علیک یا ابا صالح المهدی"

جوان با لبخندی بر لب:
"وعلیکم السلام ورحمته الله وبرکاته"

مبادا او کنارمان باشد و ما نشناسیمش...

اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۴)

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برایم زیارتنامه بخوان...

..♥بسم رب المهدی ♥.پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم بر...

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی توی حرم به جوانی گفت سواد ندارم..لطفا برایم زیارتنام...

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط