{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست....

دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست....
آنقدر به خاطر ضربدر های جلوی اسمم چوب روزگار را خوردم....
تبدیل شدم به :
*
*
*
ساکت ترین شاگرد کلاس روزگار......
دیدگاه ها (۷)

پســر بـاس تو پسـت هاي عشقش كـامنت بـذاره بگـه : ✖ ايـن دختـ...

خوبان را باید روی چشم گذاشت کجایی؟؟ چشمهایم بهانه ات را گرفت...

تنهاییچیزهای زیادی به انسان می آموزداما تو نروبگذار نادان بم...

از‌‌ دل هــمــه را تـِـکـانــده ام ...

نامجون فقط لیدر BTS نیست ؛ او شبیه قطب نمایی ست که وسط شلوغ ...

چند پارتی

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

پارت چهاردهم | تلهصبح روز بعد، مدرسه مثل همیشه شلوغ بود.لیان...

پارت دو

یوکی با آن نگاه شیطنت‌آمیزش چند ثانیه به سانمی خیره ماند.سان...

قسمت بیست و چهار

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 7ویو ات:روز دوم مدرسه بود و من از هم...

《검은 마음》پارت پنجم اولین درسراهروی دانشکده‌ی روان‌شناسی آرام‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط